احمد بن حسين بن على كاتب
120
تاريخ جديد يزد ( فارسى )
چون خواجه شمس الدين محمّد صاحب ديوان بديد در نظرش محقّر آمد . به خواجه شمس الدين نوشت كه در خور همّت خود اين عمارت كردهاى نه در خور همّت ما ! خواجه شمس الدين از اين سخن به هم برآمد و ده قفيز زمين طرح عمارت مدرسه و مسجد و بيت الادويه و محبس مجانين و حوضخانه و يخدان و باغ بينداخت و بادگير عالى و طنبى منقّش راست كرد و اساس آن از آجر پخته و گچ و كاشى تراشيده كرد و منقّش گردانيد و اين طرح نزد خواجه فرستاد . خواجه شمس الدين محمّد صاحب ديوان فرمود كه نه بدين افراط و نه بدان تفريط ! خواجه شمس الدين تازيكو بازفرستاد كه اگر بر خواجه گران است كتابه از درگاه بردارند و تازيكو بنويسند كه آنچه خرج رفته باشد به خزانهء عامره فرستم . چون دار الشفاء تمام شد خواجه شمس الدين تازيكو اجلاس كرد و بزرگان طلب داشت و طوى عالى كرد و افصح المتكلمين امامى هروى قصيدهاى در وصف دار الشفاء گفته عرض كرد . تازيكو هزار دينار صلهء آن قصيده به وى داد و اين قصيده به كاشى تراشيده [ 155 ] بر كتابه نقش كرد . چند بيت از آن قصيده بر سبيل تبرّك نوشته مىشود . / 132 / قصيده اى صفاى صفّهات تركيب عالم را روان * صحّت عقل و صفاى روحى و جان جهان سدرهء گردونمآب تست رفعت را پناه * ساحت عزّت جنات تست دولت را مكان شد ز رشك صحن و سقفت چرخ و جنت را مقيم * اشك انجم در كنار و آب كوثر در دهان كى به گردون سر فرود آرد جنابت را كه هست * ز اطلس گردون زمينت وز كواكب آسمان سقف مرفوعت سپهر عاشرست آن بر زمين * صحن دلخواهت بهشت تاسع است آن در جهان